تبليغاتX
هک امنیت شبکه , اس ام اس و جک





نقاط حساس بدن زن

دوشنبه پنجم اسفند 1387

 

نقاط حساس بدن زن

زنها در مقایسه با مردها اطلاعات بیشتری در مورد نقاط شهوت انگیز بدنشان دارند. شاید علت این امر علاقه آنها به بازی و معاشقه قبل از انجام نزدیکی باشد که باعث کشف سایر مناطق لذت آور بدنشان میشود
. سر: زنها هم از نوازش و حتی شانه کردن موهای سر لذت ميبرند.2. گوش: باز هم زنها از بوسيدن و زبان زدن لاله گوش و خارج آن لذت ميبرند.3. لبها: بوسیدن و مکیدن لبها در زن و مرد اثر یکسانی دارد؛ اما به نظر من این کار برای خانوما لذت بیشتری داره و همون چیزایی که در مورد لبهای آقایون گفته شد. 4. زیر بغل، بازو و مچ دست: این نواحی را به نرمی و با نوک انگشت نوازش کنید. از بوسیدن و لیسیدن این قسمت از بدن خانوما هیچ وقت قافل نشید مخصوصا زیر بغل که واقعا برای خانوما لذت بخشه.5. سینه: فکر کنین که یه بچه اید و میخواین از این سینه ها شیر بخورین و باهاش بازی هم کنین. بهتر است خود را فقط به نوک سینه محدود نکنید! هر دو سینه را کاملا در دست گرفته و مانند خمیر آنها را بمالید. نوک سینه ها را ببوسید، بمکید و آنها را بخورید. از گاز گرفتن نوک سینه ها هم غافل نشین. فضای بین دو سینه هم که جای خودش رو داره. 6. شکم و ناف: زنها از نوازش و غلغلک این دو قسمت خیلی لذت میبرند. با نوک انگشتتان روی شکم و اطراف ناف دایره بکشید. دست خود را بالای شکم و زیر دنده ها گذاشته و آهسته به سمت لگن بیاورید. هرگز از بوسیدن و لیسیدن شکم غافل نشوید. بوسیدن، مکیدن و لیسیدن ناف برای خانومها خیلی لذت بخشه. 7. پشت: بیشتر زنها کشته ماساژ پشت هستند. انگشت خود را روی مهره ها بالا و پایین ببرید و کمر او را بمالید .میتوتنید این کار را حتی هنگام سكس هم انجام بدهید. 8. باسن: تحریک این منطقه بسیار شهوت انگیز بوده میتوانید آنرا نوازش کنید، بلیسید، گاز بگیرید یا حتی به آن ضربه بزنید. اگه میخواین برای شریک جنسیتون سنگ تموم بذارین، و در صورتی که از پاکیزه بودن این قسمت اطمینان دارین برای لیسیدن، مکیدن و بوسیدن مقعد خانوما سنگ تموم بذارین. تو انجام این مرحله از سکس شک و تردید به خودتون راه ندین.9. قسمت داخلی ران پشت زانو و ساق پا: رانها را ماساژ داده به سمت اندام جنسی بروید. پشت زانو را به آرامی با نوک انگشت تحریک کنید. ساق و قسمت بالای مچ پا نیز فوق العاده حساس است. شیار بینپا و اندام جنسی خانوما برای بوسیدن و لیسیدن لذتی داره که فقط در حین انجام اون میتونن بهش دست پیدا کنین.10. پاها: ماساژ پا و مکیدن انگشت میتواند بسیار تحریک کننده باشد.

 11. اندام جنسی: آخرین جایی است که باید به سراغ آن بروید. لب خارجی واژن را با نوازش دست، بوسیدن و مکیدن تحریک کنید. سپس سراغ کلیتوریس رفته و با تحریک آن بوسیله انگشت و نوک زبانتان او را به اوج لذت جنسی برسانید



عشق

پنجشنبه هفدهم بهمن 1387

خيلي از لحظات هستن كه رو دلت حسرت مي كارن...

 اما ...

تا مياي حسرت بكشي ...

 يه لبخند گوشه لبت ميشينه ...

وبا آرامشي كه وجودت پركرده ....

ميگي :

مهم نيست ...

 مهم اينه كه تو هستي ....

و هر اتفاقي كه بيفته تو رو دارم...

اون وقته كه زمزمه مي كني:

شكراَ لله...

شكراَ لله...

شكراَ لله...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت 21:15  ت  |  یک نظر

دوست داشتن..

پنهان شدن در وجودي ديگري...

غرق نگاه هاي مستانه شدن...

عبور از چشمان نافذ ومنصوب شدن بر جايگاه قلب ...

همنوا شدن با عشق...

و ملقب شدن به نام مقدس عاشق...

 

  

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 17:32    |  2 نظر

سلام 

خوبيد؟

چقدر؟

چي؟

كمه...

من حالم خيلي خوبه ...

خيلي زياد...

چرا؟

راستي امتحانام تموم شد... همين امروز ...

آره ...خوب بودن ...البته بستگي داره خوبه چطور ببيني ...نمره پاسي

هم خوبه ديگه ؟ مگه نه؟...

جونم؟

چي؟

طفره نرم؟

اوكي ...

باشه بابا ميگم...

حالم خوبه چون...

چون...

دوباره برگشتم به زندگي خودم ...

به دنياي خودم...

دوباره رو پاهاي خودم ايستادم وووووووو...

و آزادم ...

آزاد و رها...

بدون هيچ بند و اسارتي....

 

و من به خاطر اين موضوع واقعا خوشحالم...

 

دوستون دارم و واسه ي تك تكتون آرزوي  شادي و عششششق دارم.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 18:13  ا |  3 نظر

دوباره مي خوام بگم...

 اما...

 اينار با صدايي رساترو كوبنده تر ...

كه:

 

 اي عاقلان در عاشقي ديوانه مي بايد شدن

                                       

     من با بلوغ عقل در اوج جنون رقصيده ام   

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 18:9    |  نظر بدهید

باران مي بارد......

من هنوز كنار پنجره نشسته ام و به باران خيره شده ام .

آري...

باران زيباست...

بي نظير است...

و تنها چيزي كه مي تواند همدم و هم صحبت من باشد.

باران را دوست دارم...

به دليل پاك و صاف بودنش ...

به دليل زلال بودنش.

وقتي باران مي بارد ...

تمام غصه هايم را فراموش مي كنم و به فردايي روشن فكر مي كنم.

باران مي بارد...

و تمام زشتي ها را با خود مي برد.

بعد از بارش باران همه جا زيبا ست.

همه جا رنگين است.

همه خوشحال هستند.

                  آرزو مي كنم دوباره باران ببارد...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 18:7   |  نظر بدهید

آزادي.....

تنفس......

رهايي.....

رسيدن.....

پيدا كردن.....

بيا .....ببين...... نفس بكش......به درونت گوش بده.....ميبيني......

مي شنوي.....بالاخره آزاد شدي.....حالت خوبه مگه نه؟.....سبك

شدي!!!.....حس پرواز داري!!!.....مي خواي اوج بگيري!!!.......

بري!!!......كجا ؟؟......توي يه دشت!!!......سبز باشه از گل هاي

وحشي!!!.....دوست داري اين شوق اونجا تخليه كني !!!......دوست

 داري بهت تبريك بگن!!!...بهشون سلام بدي!!!....آره ......حق با تو

ي......بايد بهشون بگي كه دوباره برگشتي.....برگشتي بعد از دو

سال .....منم خوشحا لم.....خيلي خوشحالم......كه با لاخره موفق

شدي بند اسارتي كه دو سال و نيم بدون هيچ جرمي اسيرت كرده بود

پاره كني و رها بشي....

بهت تبريك ميگم كه دوباره برگشتي به دنيا ي  خودت.....دنياي كه به

نام عشق ازت دزديدن......دورت كردن.....اما بهت تبريك مي گم .....

و خوشحالم كه حالت خوبه .........

 

                                دوست دارم رعناي درونم     
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 18:6   |  نظر بدهید

دو سال قبل  در تاريخ 4 دي 1385 نوشتم :

هميشه يه دلشوره با منه ...يه ترس ...ترس از اينكه يه روز توي اوج

احساساتم منو بذاره و بره...اون موقعه من تنها ي تنها ميشم ...در

حالي كه اگر من واقعا  دوستش داشته باشم و بهش عشق  بورزم

ديگه اين ترس وجود نداره ...چون در اين حالت عشق ورزي من به

خاطراينه كه  م.ح.م.د   بهم نياز داره و من بدون هيچ چشم داشتي اين

 كارانجام مي دم... اون وقت اگه يه روز م.ح.م.د  بره خوشحال مي شم

 كه در تمام اين مدت كنارش بودم ...

اون موقعه با يه عالمه دعا بدرقه اش مي كنم (نه با نفرين) و...

و يه ماچ ازش مي گيرم ميگم خدا به همرات...

با وجودي كه تمام اين مدت واسه اش دعا كردم اما يادم رفته بود كه

الوعده وفا ...پس :

يه ماچ از(چشمهاي شف****ته)ش مي گيرم و ميگم

                         

                              خدا به همرات...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 18:2   |  نظر بدهید

دست عشق از دامن دل دور باد!
می‌توان آیا به دل دستور داد؟


می‌توان آیا به دریا حكم كرد
كه دلت را یادی از ساحل مباد؟


موج را آیا توان فرمود: ایست!
باد را فرمود: باید ایستاد؟


آنكه دستور زبان عشق را
بی‌گزاره در نهاد ما نهاد


خوب می‌دانست تیغ تیز را
در كف مستی نمی‌بایست داد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 14:8   |  نظر بدهید

ای که بوی باران شکفته در هوایت

یاد از آن بهاران که شد خزان به پایت

شد خزان به پایت بهار باور من

سایه بان مهرت نمانده بر سر من

جز غمت ندارم به حال دل گواهی

ای که نور چشمم در این شب سیاهی

چشم من به راهت همیشه تا بیایی

باغ من بهارم بهشت من کجایی؟

جان من کجایی


کجایی


که بی تو دل شکسته ام

سر به زانوی غم نهاده ام ، به گوشه ای نشسته ام

آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا

مانده با نگاهی به راهی که می رود به ناکجا

ای گل آشنا بیا

بیقرارم بیا

وای از این غم جدایی
وای از این غم جدایی
وای از این غم جدایی
وای از این غم جدایی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 14:7    |  یک نظر

جوانک خوش تيپ از اينکه قابلمه پيرمرد به پايش خورده و يک خط منحني از جنس گرد و خاک روي شلوارش رسم کرده بود، کلي ناراحت شد. صورتش را که تازه اصلاح کرده بود، در هم کشيد و يک نوچ پرمحتوا از غنچه لبانش بيرون داد.

تا سرحد امکان خودم را عقب کشيدم. روي شانه اش زدم و گفتم: "داداش بيا عقب اين بابا راحت باشه"

پيرمردي 70 – 75 ساله ، با کت خاکستري با بافتي درشت و ضخيم ، شلوار مشکي اش از گشادي گريه مي کرد و با تمسک به کمربند پوسيده اي ، دست و پازنان خودش را به پيرزن چسبانده بود.با خودم فکر کردم و گفتم شايد مي خواهد از جايي نذري بگيرند !  به نظرم قابلمه دو نفره بود .  اما قيافه شان به اين کارها نمي خورد .  تازه محرم و صفر هم تمام شده بود .پيش خودم محاکمه اش کردم. "حالا به هر علتي که اين قابلمه خالي رو دست گرفتي پس چرا پلاستيکش آن قدر خاکي و کثيفه ؟! يعني يک مشماي سالم تر گيرت نيومد که اين طوري شلوار مردمو کثيف نکني "؟!

شايد چيزي توي قابلمه دارند ؟! اما قابلمه توي پلاستيک يک ور شده بود .  اگه چيزي توش بود از سوراخ هاي پلاستيک بيرون مي ريخت .شايد هم پيدايش کردند ، مي خواهند بفروشند به نمکي ؟!  يا شايد هم ترسيدند در اثر تکان هاي ماشين که آدم را مثل مشک عشاير ايل بختياري تکان مي دهد ، حالشان به هم بخورد ، قابلمه را آورده اند براي مواقع اضطراري !

توي همين فکر بودم که پيرمرد با سرفه اي سينه اش را صاف کرد و گفت : " آقا پياده مي شيم "

مسافرهايي که سر پا ايستاده بودند ، خودشان را عقب مي کشيدند . يکي ، دو نفر هم که جلوي در بودند پياده شدند تا راهي براي پياده شدن باشد .

پيرمرد ، يک دويست توماني مچاله شده قرمز را به راننده داد . بعد هم زير شانه پيرزن را به آرامي گرفت . پيرزن خيلي آرام قدم بر مي داشت . پاهايش که بعد از شصت ، هفتاد سال از کشيدن بدنش خسته شده بود ، روي زمين کشیده مي شد . مثل اينکه مي خواست بماند و راحت روي صندلي  استراحت کند.  به رکاب پله هاي ماشين که رسيدند پيرمرد دست پيرزن را روي ميله آهني پشت صندلي شاگرد گذاشت و به پيرزن اشاره کرد که ميله را نگه دار و خودش پياده شد.

قابلمه را با دقت تمام روي پله اول ماشين گذاشت و با وسواس آزمايش کرد که لق نزند . بعد هم دستش را به طرف پيرزن دراز کرد تا پيرزن پاهايش را آرام روي قابلمه بگذارد و بعد از روي قابلمه روي پله اول. دو پايش را که روي پله اول گذاشت ، پيرمرد قابلمه را روي زمين گذاشت . دوباره پيرزن پاهايش را آرام روي قابلمه و اين بار روي زمين گذاشت.

نمي دانم بقيه مسافران هم احساس من را داشتند يا نه ؟!

پيرمرد و پيرزن يک عمر بود که از قابلمه خورده بودند ، ولي هنوز حتي يک قاشق هم از آن کم نشده بود . با اين قابلمه شان فقط براي دو نفر غذا جا مي گرفت .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 6:53  |  4 نظر



ايده تلفن همراه دوربين دار به فيليپ كاهن مدير اجرايي شركت توليد نرم افزار بورلند واقع در تگزاس نسبت داه مي شود.

ايده اين زماني به ذهن وي رسيد كه بي صبرانه منتظر به دنيا آمدن دخترش بود. در احلي كه يك دوربين و يك تلفن همراه در دست داشت در اين انديشه بود كه كاش مي توانست اين دو دستگاه را با يكديگر تركيب كند تا تجربه خود را با ساير افراد فاميل شريك شود و عكس ها را از طريق تلفن همراه براي آن ها نيز ارسال كند.

در اواسط سال 1996 در منلو پارك كاليفرنيا شركت Ricoh Corporation اولين سيستم بي سيم را براي ارسال عكس از دوربين ديجيتالي و تلفن همراه به رايانه شبكه اي در اينترنت طراحي كرد.

يك سال بعد در كاليفرنيا در 11 ژوئن 1997 فيليپ كاهن Philippe Kahn اولين تلفن همراه دوربين دار كامل شده را كه شخصاً ساخته بود به نمايش عمومي در آورد.
اين گوشي در آن زمان تصاوير گرفته شده را با بيش از 200 هزار نفر در سراسر جهان به اشتراك مي گذاشت.

كاهن با شركت ژاپني J-Phone شريك شد و شركت شارپ اولين گوشي دوربين دار را با نام J-SH 40 را به طور تجاري توليد و به بازار عرضه كرد.

اولين راه اندازي تجاري گوشي هاي دوربين دار در آمريكاي شمالي در سال 2002 اتفاق افتاد و اپراتور اسپرينت بيش از يك ميليون گوشي دوربين دار ساخت Sanyo را ارايه داد.

گوشي دوربين دار مانند اغلب تكنولوژي هاي همراه در مدت زمان كوتاهي را بلندي را پيموده است.

در طول 15 سال گذشته والدين از اين اختراع كاهن براي عكس گرفتن عكس نوزادان ، كودكان نوپا ، دوقلوها و نوجوانان خود استفاده كرده اند.

راحتي و دسترسي تلفن همراه دوربين دار دو جنبه مختلف دارد كه يكي استفاده از آن براي عكسبرداري يا فيلمبرداري هاي غير اخلاقي و جنبه ديگر استفاده مفيد از اين دستگاه مي باشد.

امروزه به سختي مي توان تلفن همراهي جديدي را پيدا كرد كه حداقل از يك دوربين معمولي برخوردار نباشد.

سازندگان تلفن همراه اكنون كاربردهاي بلاگ عكس (بارگذاري عكس در اينترنت) ، كابل USB براي انتقال عكس به رايانه و نوت بوك و قابليت ارتباط با پرينتر از طريق USB را نيز در گوشي ها تعبيه كرده اند.

با وجود مدل هاي مختلف گوشي هاي داراي دوربين همه مي توانند عكاسي كنند ، فقط به كاربر بستگي دارد كه از نوع دوربين گوشي چه نوع استفاده اي مي كند.



پنجشنبه دهم بهمن 1387

عزیزم با پیشم چرا رفتی   دوری تو هنوزم میکه کنو تخریب

میدونی از روزی که رفتی اروم قرار ندارم   به خدا تو دنیا تویی تک ستارم

بیا سرتو روی شونم یزار   بزار تا برات بخونم بزار

این دلم واست میزنه تب و توب   چشم به راهتم بیا شب و روز

مگه هر دلی چقدر ظرفیت داره   این چشام غمتو داره

این بارم نوشتم برات و خوندم   تا بونی تو دنیا تویی تک ستارم

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اخه دل من   شانس دل من

تا کی میخوای بمونی پای یه نگاه   دیدی چه زیباخدا کنه که پیشم بیاد

اما نمیاد پیشم نمیاد   تا کی میخوای بمونی به یاد اون لحظه ی زنده یاد

تا کی میخوای بخونی براش   شاید این بار هم نمونه باهات بخونی براش

یادت میاد که میرفتی اروم میدادم قسمت  بیا بمون با این نگاه نگو ایه قسمت

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سلام دوستان این تکست ها به فروس میرسه اگر که میخواین حرفه ای عمل کنید با این شماره تماس بگیرید ۰۹۳۷۵۰۵۱۷۷۲



عاقبت جنس مذکر ........

دوشنبه سی ام دی 1387

سال ۱۳۳۲
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه شوهر خوب پيدا كنه. مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره.


سال ۱۳۴۲
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من دانشگاه قبول ميشه… چشمم روشن… مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگيره… زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي گويند؟ مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين… اين قدر سخت نگير… بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر ما كم نكند


سال ۱۳۵۲
فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟! يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد… كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد: مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند


سال ۱۳۸۲
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟ زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود. حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد… آفرين عزيزم … خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد


سال ۱۴۸۲
زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟ پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد … يعني سايه تو تا كي بالاي سر ماست؟

سال ۱۵۸۲
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل نظرند. - آره… مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست… - حق با آقا جمشيده… ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند… - خب مي گفتم… اسم اين جنبش سيبيليسم است و… در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند



سال ۱۸۸۲
راديو، موج Fm، شبكهء پيام (صداي يك خانم) بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس (مرد) از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد ساعت ۹ و ۱۵ دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي !عزيز خواهم بود. دينگ دينگ



اس ام اس

دوشنبه سی ام دی 1387



اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم



گه بي هوا کسي وارد زندگيت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه بي محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه گريه هات تو خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خورد نشي ؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده ! , حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائي خفت کرده ؛ شک نکن تنها مرهمت "خداست" که ؛ از سر تواضع يه بهونه واسه نوازشت گير آوورده ! آخه مي دوني ؟ : "خدا" خيلي تنهاست


عشق جامي است كه آنرا سر ميكشيم بي آنكه بدانيم شراب است يا زهر و در هر دوحالت هنگام نوشيدن آن حس خوبي داريم


من ترا در تو جستجو كردم
نه در آن خواب هاي رويائي
در دو دست تو سخت كاويدم
پر شدم؛ پر شدم؛ ز زيبايي

نوشته شده توسط من نه منم در ساعت 0:34 | لینک  |  12 نظر

پرده اول :ساعت 16:00،خيابون

 ببخشید خانوم پا میدی واسه معلول می خوام.عروس ننم میشی؟میتونم شماره بدم پاره کنی؟!!!میخوام سایه سرت شم.می خوام مرد خونت شم.طلبت شدم می خوام باهات دوست شم.شماره کفشتم بدی زنگ میزنم...راستی شماره عینک من میدونی چنده؟...ا...چرا جواب نمیدی؟(نگاه عاقل اندر سفیه دختر)>>>>>

 پرده دوم :ساعت 16:30، ايستگاه اتوبوس

  می تونم یه ذره وقتتون رو بگیرم؟به خدا قصد خیر دارم –

- خواهش میکنم مزاحم نشید من نامزد دارم

- خوب من حاضرم با نامزد شما دوئل کنم.انتخاب اسلحه هم به عهده اون!(دختر به زور جولوی خنده اش را میگیرد)

- ببین پسر خوب من جای مامان تو ام.

-  خوب من خیلی دوست دارم یه مامان خوب مثل شما داشته باشم تا شبا واسم قصه بگه,لالایی بگه

- لطفاً مزاحم نشید پلیس صدا میکنم ها

- خب بهتر همین جا عقدمون میکنن.

- تو چقدر پر رویی بچه!

- من شماره ام رو میدم شما اگر دوست داشتید زنگ بزنید.

- باشه ولی قول نمی دم ها

- عیبی نداره زنگ نزن

 پرده سوم :یه روز بعد از ظهر ,پارک

 - بیبین آقا مسعود تا حالا دوست پسر نداشتم چون خوشم نمیاد مثل این بچه مچه ها که تا صبح میشینن پای تلفن و تلفن بازی و از این صحبتا

- خب من هم تا حالا دوست دختر نداشتم.....من هم از این بچه بازیا بدم میاد 

 پرده چهارم: نصفه شب پای تلفن

 - ببین مسعود جون نگاه من به زندگی این جوریه که....

.- اتفاقاً عزیز دلم ,مای دارلینگ,هانی,سوییتی نظر منم اینه که...

 پرده پنجم:

یک شب گرم و تب آلود بوی علف,حس خسته یک ملافه پیچیده,عطر ممنوع یک رویا,صدای (...) و عشق و دیگر هیچ (...) در این قسمت باید کمی بی پرده سخن گفت!

پرده ششم:روز ولنتاین,کافی شاپ

- من دیگه خسته شدم.امروز یه روز عاشقانه اس ,سرشار از عشق و صفا ,ولی انگار تو منو ... دوست نداری!

- چرا دوستت دارم ولی شرایطم طوری نیست که برات وقت بذارم.من دوستای دیگه ای هم دارم که باید بشون برسم

- خوب منم همینطورم.منم وقت ندارم.ولی این دلیل نمیشه که از عشق صحبت نکنی

- عشق مال بچه هاست.ما دیگه بزرگ شدیم باید واقع بینانه نگاه کنیم.

- گفتم که ....دیگه منو دوست نداری....

- چرا عزیزم دوستت دارم.امشب زنگ بزن به بابابت بگو میری خونه دوستت شب هم بر نمیگردی...

-باشه!

پرده هفتم: فردای روز ولنتاین خونه پسره!

- بی شعور!پدر سگ!(...)(...)تو من رو با اون خواهر (...)ات اشتباه گرفتی...پونزده تا سر جمع کردی تو خونه که چی بشه؟

- تو هم که بدت نیومد!تازه اینا دوستای منن...غریبه نیستن!

- خفه شو بی غیرت!من عشق تو بودم.روز ولنتاین واست عروسک خر گریان خریدم

- چه ربطی داره منم برات شکلات قلبی خریده بودم.

- شکلات قلبی بخوره تو سرت!تو اصلاً معنی عشق رو نمی فهمی!حیف اون کارت پستالی که خریده بودم.

-عشق همینه که دیدی.راستی اون روز روم نشد بت بگم کارت پستالت خیلی بی ریخته.حالا فکر کردی خیلی لعبتی با اون هیکل بی ریختت...

پرده هشتم:بعد از ظهر فردای ولنتاین.لوکیشن قبلی

 آخه مرتیکه بی شعور تو می میردی 5 دقیقه دیگه تو کمد دووم میوردی؟

به من چه مسعود جون حمید هولم داد!

حمید آبروی منو بردی.دافیه پرید!ار همون سوراخ کلید نگاه میکردید...!بیا!اینم از رفقای ما....

پرده نهم:ساعت 16.00 پراید

 خانوم پا میدی.......

 نتیجه گیری:ولنتاین خوبه

متاسفانه جامعه ما این مدلی شده خدا بخیر بگذرونه.........



اس ام اس با حال

دوشنبه سی ام دی 1387

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم



گه بي هوا کسي وارد زندگيت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه بي محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه گريه هات تو خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خورد نشي ؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده ! , حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائي خفت کرده ؛ شک نکن تنها مرهمت "خداست" که ؛ از سر تواضع يه بهونه واسه نوازشت گير آوورده ! آخه مي دوني ؟ : "خدا" خيلي تنهاست


عشق جامي است كه آنرا سر ميكشيم بي آنكه بدانيم شراب است يا زهر و در هر دوحالت هنگام نوشيدن آن حس خوبي داريم


من ترا در تو جستجو كردم
نه در آن خواب هاي رويائي
در دو دست تو سخت كاويدم
پر شدم؛ پر شدم؛ ز زيبايي



اس ام اس با حال

دوشنبه سی ام دی 1387

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نميدم که مي خندومت ولي مي تونم باهات گريه کنم اگه يه روز نخواستي به حرفهام گوش بدي خبرم کن........قول مي دم که خيلي ساکت باشم اگه يه روز خواستي در بري بازم خبرم کن......قول نمي دم که ازت بخوام وايسي اما ميتونم باهات بدوم اما.....................اگه يه روز سراغم رو گرفتيو خبري نشد..........سريع به ديدنم بيا حتمآ بهت احتياج دارم



گه بي هوا کسي وارد زندگيت شد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه بي محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار "خدا" بوده ! , اگه گريه هات تو خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خورد نشي ؛ بدون تنها محرمت "خدا" بوده ! , حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائي خفت کرده ؛ شک نکن تنها مرهمت "خداست" که ؛ از سر تواضع يه بهونه واسه نوازشت گير آوورده ! آخه مي دوني ؟ : "خدا" خيلي تنهاست


عشق جامي است كه آنرا سر ميكشيم بي آنكه بدانيم شراب است يا زهر و در هر دوحالت هنگام نوشيدن آن حس خوبي داريم


من ترا در تو جستجو كردم
نه در آن خواب هاي رويائي
در دو دست تو سخت كاويدم
پر شدم؛ پر شدم؛ ز زيبايي



عاشقانه های زیبا

دوشنبه سی ام دی 1387

 
پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسيد
من به او خنديدم
کمي آزرده و حيرت زده گفت
روي ديوار و درختان ديدم
باز هم خنديدم
گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه
پنج وارونه به مينو ميداد
آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد
بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم
بعدها وقتي غم
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بي گمان مي فهمي
- پنج وارونه چه معنا دارد



اینم چون دوستان میخواستن

دوشنبه سی ام دی 1387


عاموظش ضبان فارثی سد درسد طزمینی با ما طماص بگیرید .


گریه را به خنده بفروش که خراب خنده هاتم هنوزم مثل قدیما من هوادار چشاتم


قیمت میوه ها افزایش یافته قدر خودتو بدون گلابی


هنر شمشیر آن است که یکی را دو تا می کند ولی هنر عشق آن است که دو تا را یکی می کند


در دور دست دور بر تخته سنگ گور با جوهر سرشت نوشته بود :ماه را دوست دارم به خاطر زیبائیش شب را دوست دارم به خاطر تنهائیش مادر را دوست دارم به خاطر فداکاریش تو را دوست دارم ولی نمیدانم چرا؟


اندازه ی یه لوبیا دوستت دارم...ناراحت نشو عزیزم...لوبیای سحر امیز رو می گم!


هرگز عشق را گدایی نکن.چون هیچ گاه چیز با ارزشی به گدا داده نمیشود


از سن خودت 20 سال کم کن. باقيمانده رو با 7 جمع کن. اگه عدد زوج بود با 1 جمع و اگه فرد بود از يک کم کن. اگه رنگ تيره رو دوس داري ضرب در 3 کن و اگه رنگ روشن رو دوس داري ضربدر 3.5 کن. نتيجه نهايي رو ول کن . حال خودت چطوره؟


بعضي وقتاچشمام به قلبم حسوديشون ميشه-ميدوني چرا؟ چون تو هميشه توي قلبمي ولي از چشمم دوري .


غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند و ما هدیه شیطان را به هم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم.

 


age gofti love is u`re face yani chii?yani:jamaleto eshge


fooooooooot foot fooooooooooooooot fooot fot fooooooooooooooot fooooooot foooooot mozaheme smsi! 


soorakhe joorabetim kook bezani fana shodim ,chorooke lebasetim otoo bezani halak shodim


 وقتی با انگشت به طرف کسی اشاره می کنی تا مسخره اش بکنی بدون سه تا از انگشت هات به طرف خودته


كسي كه كوهي را از جايي بر داشت، همان كسي است كه ابتدا شروع به جمع كردن سنگ ريزه ها كرد...


اگه یه مدتیه آپ نمیکنم شرمنده امتاحاناته و این بحثا

خلاصه تا ۲۴ِ۲۵ دی ممکته آپ نمیکنم ولی با انفجار بر میگردم

پس فعلا" نظر یادتون بره هرچی دیدین به ما مربوط نیست به خودتون مربوطه



اینم ببینید

دوشنبه سی ام دی 1387

valentine

ولنتین تک تکتون مبارک باشه

من که امسالم مثل پارسال به دوست دخملای جیگرم کادو میدم

جوجو های منن دیگه چه میشه کرد

غزل>گلالی>ندا>مهدیه>سحر>سحر>یلدا>فرناز جوجو های گل من ولنتاین همتون مبارک همتونو دوس دارم(الان تیر بارون میشم توسط همشون اوه اوه)

و کلا" این که

   Happy Valentine Days 

نظر یادتون نره

 



یه سری اس م اس جدید

دوشنبه سی ام دی 1387

ركه توي كوپه قطار با يك خانم غريبه همسفر بوده. شب خانمه ميره تخت بالايي ميخوابه و تركه تخت پاييني. نصفه شب خانمه ميگه سردمه، كاش شما ميتونستي ميرفتي از مأمور قطار برام پتو ميگرفتي. تركه ميگه ميخوايي خانم امشب فرض كنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟ خانمه كه همچين بگي نگي از پيشنهاد بدش نيومده بوده ميگه باشه حاضرم. تركه ميگه پس پاشو خودت برو پتو بگير، براي منم يه چايي بيار 

زندگي مثل بازي شطرنجه... البته توخيلي بچه اي، برو همون منچتو بازي كن!

زندگي بدون عشق مثل شلوار بدون کشه... عشق من کجايي؟ آبروم داره مي ره!

مي دوني فرق تو با ميرزا نوروز چيه؟
ميرزا نوروز پول داشت، کفش نمي خريد، تو موبايل داري SMS نمي دي!

مخصوص نيمه شب:
عروسک قشنگ من قرمز پوشيده / تو رختخواب مخمل آبيش خوابيده
عروسک من چشماتو وا کن / اس ام اس تو حالا نگاه کن
عروسکم اوسگول شدي برو لالا کن!

09351234567 اين شماره پينوکيو است، بهش زنگ بزن ببين چه طوري آدم شده، شايد تو هم آدم شدي!

#####0>==<#####
فکر کردي الان مي گم اين منم که از دوري تو روي ريل قطار خوابيدم؟ اگه گوشيتو 90 درجه به سمت چپ بچرخوني مي بيني که دارم از نردبان ترقي بالا مي رم.

از يه کچل مي پرسن اسم شامپوت چيه؟ مي گه من از شيشه پاک کن استفاده مي کنم!

از بچه اصفهانيه مي پرسن وقتي مي ري سر يخچال چي مي خوري؟ مي گه: کتک!

معلم: بگو ببينم... اگه توي خيابون يه نفر يه خري رو گرفته و مي زنه، و من برم جلو و از اين کارش ممانعت کنم، به اين کار چي مي گن؟
شاگرد: آقا اجازه، حس برادري!

ترکه ميره توالت، زنش زنگ مي زنه ميگه كجايي؟ حيف نون ميگه خونه بابات! زنش ميگه همون جا يه چيزي بخور بيا من چيزي درست نكردم!

2 نفر مي رن سوراخ لايه اوزون رو بدوزن، خودشون مي مونن اون طرف!

از ترکه مي پرسن دانشگاه مي ري؟ ميگه: اگه بار بخوره همه جا مي ريم... دانشگاه، انقلاب، ميدون آزادي...

زني 2قلو مياره، پسرش داد مي زنه مادرم يه بچه آورده با يه زاپاس!

از ترکه مي پرسن باد صدادار چه شكليه؟ ميگه حلقه اي. ميگن چرا؟ ميگه چون هر وقت هر کي باد مي ده، مي اندازه گردن من!

ترکه يه آينه رو زمين پيدا مي كنه. برش مي داره، عكسش مي افته توش، ميگه: ببخشيد نمي دونستم مال شماست!

مباني کامپيوتر: آن بخش از يک سيستم را که مي‌توان با چکش خرد کرد، سخت‌افزار و آن قسمت را که فقط مي‌توان به آن فحش داد، نرم‌افزار مي‌گويند!

اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند. ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد

كوچيك كه بوديم تنها كفشامون رو اشتباه مي پوشيديم ، اما حالا چي؟ حالا كه بزرگ شديم تنها كار درستمون پوشيدن كفشامونه

دستم بوي گل مي داد. مرا به جرم چيدن گل محکوم کردند، اما هيچکس فکر نکرد که من شايد يک گل کاشته باشم.

بد ترين درد اين نيست که عشقت بميره، بد ترين درد اين نيست که به اوني که دوستش داري نرسي بد ترين درد اين نيست که عشقت ندونه دوستش داري

عكستو زدم جاي ساعت ديواري از اون موقع به بعد تو شدي تمومه لحظه هام

ترکه براي درد بيضـه ميره پيش دکتر:دکتر به اونجاش دست ميزنه ميگه: الان چه حسي داري؟ ترکه ميگه: دوستت دارم دکتر جون بمال

اولين دوره المپيک لرها، موسوم به "لرمپيک" با رشته هاي زير آغاز شد: - شناي با مانع، - کشتي پروانه، - پرش روي نيزه، - شيــــــــــرجه روي چمن، اسب سواري با سگ

ترکه يه سگ فلج داشته، هر وقت دزد ميومده، سگه رو مي گذاشته توي فرغون و دنبال دزده مي‌دويده

خيلي سخته توي پاييز با غريبي آشنا شي اما وقتي که بهار شد يه جوري ازش جدا شي خيلي سخته يک غريبه به دلت يک وقتي بشينه بعد اون بگه که هرگز نمي خواد تو رو ببينه

اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم .

ترکه يه چک سفيد امضا پيدا ميکنه جلو مبلغش مينويسه" خدا تومن" ميبره ميده به بانک. بعد ميبينن ترکه داره کيسه کيسه پول از بانک ميبره بيرون ميرن ببينن چه جوريه که بهش پول دادن ميبينن رئيس بانکه لر بوده

رشتيه با خانمش دعواش ميشه, قهر مي کنه دست بچه هاش رو مي گيره که بره ,خانمش ميگه با من دعوا داري بچه هاي مردم رو کجا مي بري

هر وقت تنها شدي ستاره ها را بشمار اگه کم اومد .قطر هاي بارانو را بشمار .اگه بند اومد رو رفا قت من حساب کن که نه کم مياره و نه بند مياد

نظريهء يک جامعه شناس ترک :آدما 3 دسته هستند : دسته اول ، دسته دوم ، و از همه مهمتر دسته سوم

انواع قهوه : 1- شيرين مثل لبات 2 - رقيق مثل قلبت3- تلخ مثل دوريت

بيــا تا از همــه دنيا رهـا شيـم بيا مانند روح آدما شيم بياتا از ميون اين همه درد يه درموني واسه ديوونه ها شيم بيــا تا از ميون اين ضوابط يه پارتي اي واسه رابطه ها

بغض بزرگترين نوع اعتراضه.اگه بشکنه ديگه اعتراض نيست التماسه

نوشته شده توسط من نه منم در ساعت 20:11 | لینک  |  62 نظر

سلاااااااااااااااااااااااااااااام

عیدتون مبارک دوستان! سال ۸۷ سال خوبیه فکر کنم!

تولد همه اونایی که ۱/۱ به دنیا اومدن(مثل خودم!) هم مبارک!

بیاین امسال کدورت و دشمنی هارو دور بریزیم و یه سال خوبی داشته باشیم!

اینم اس.ام.اس های جدید:


پیام تبریک عید بعضیا!:حلول ماه مبارک نوروز بر تمامی فجر آفرینان عرصه ایثار و پیروان آن حضرت صلوات!


K

A

R

A

B

O

M

 

O

N

E

L

A

S

 

ziyad zo0r azan bar ax bekho0nesh!!!!!!


 (:))))><          (:))))><              (:))))><                  (:))))><             (:))))><

               (:))))><                 (:))))><               (:))))><                (:))))><

yadet bashe man avalin kesi bo0dam ke barat mahie eyd ferestadam!


من نام کسی نخوانده ام الا تو ٬ با هیچ کسی نمانده ام الا تو

عید آمد و من خانه تکانی کردم ٬ از دل همه را تکانده ام الا تو


دم همه اونایی که تو خونه تکونی دلشون مارو دور ننداختن گرم٬قول میدیم کم جا بگیریم


                                                                                   iiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

                                                                                   iiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

                                                                                   iiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

         i

midoni in yani chi??????

yani to ye taraf bagjhiye donya ham ye taraf!


سال خوبی داشته باشین

 



خواستگاری

دوشنبه سی ام دی 1387

 
اگه خوندید نترکینا.اخه ما وسیله ای برای جمع کردن شما تو وبلاگمون نداریم

مادر داماد : ببخشین ، کبریت دارین؟
خانواده عروس : کبریت ؟! کبریت برای چی!؟
...مادر داماد : والا پسرم می خواست سیگار بکشه
خانواده عروس : پس داماد سیگاریه....!؟
..مادر داماد : سیگاری که نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سیگار می چسبه
خانواده عروس : پس الکلی هم هست..!؟
مادر داماد : الکلی که نه... والا قمار بازی کرده و باخته ! ما هم مشروب دادیم بهش که یادش بره
خانواده عروس : پس قمارم بازی می کنه...!؟
...مادر داماد : آره... دوستاش توی زندان بهش یاد دادن
خانواده عروس : پس زندانم بوده...!؟
...مادر داماد : زندان که نه... والا معتاد بوده ، گرفتنش یه کمی بازداشتش کردن
خانواده عروس : پس معتادم بوده...!؟
...مادر داماد : آره... معتاد بود ، بعد زنش لوش داد
خانواده ءعروس : زنش !!!؟؟؟


! نتیجه اخلاقی : همیشه موقع خواستگاری رفتن کبریت همراهتون داشته باشین



افسانه

دوشنبه سی ام دی 1387


 

گویا دگر فسانه به پایان رسیده بود.

دیگر نمانده بود برایم بهانه ای.

جنبید مشت مرگ و در آن خاک سرد گور،

می خواست پر کند

روح مرا ، چو روزن تاریک خانه ای.

 

اما به سان باز پسین پرسشی که هیچ

دیگر نه پرسشی ست از آن پس نه پاسخی؛

 

چشمی که خوش ترین خبر سرنوشت بود،

از آشیان ساده روحی فرشته وار،

کز روشنی چو پنجره بهشت بود،

خندید با ملامت ، با مهر ، با غرور،

با حالتی که خوش تر از آن کس ندیده است؛

کای تخته سنگ پیر!

آیا دگر فسانه به پایان رسیده است؟

 

چشمم پرید ناگه و گوشم کشید سوت.

خون در رگم دوید.

-امشب صلیب رسم کنید ای ستاره ها!-

بر خاستم ز بستر تاریکی و سکوت.

 

گویی شنیدم از نفس گرم این پیام

عطر نوازشی که دل از یاد برده بود.

اما دریغ ، کاین دل خوش باورم هنوز

باور نکرده بود؛

کاورده را به همره خود باد برده بود!

 

گویی خیال بود ، شبح بود ، سایه بود.

یا آن ستاره بود که یک لحظه زاد و مرد.

چشمک زد و فسرد.

لشکر نداشت در پی ، تنها طلایه بود.

 

ای آخرین دریچه زندان عمر من!

ای واپسین خیال شبح وار سایه رنگ!

از پشت این حجاب بلورین اشک خویش،

با یاد دلفریب تو بدرود می کنم.

روح تو را و هرزه درایان پست را،

با این وداع تلخ ملولانه نجیب،

خشنود می کنم.

 

من لولی ملامتم و پیر مرده دل،

تو کولی جوان و بی آرام و تیز دو،

رنجور می کند نفس پیر من تو را،

حق داشتی برو.

 

احساس می کنم که ملولی ز صحبتم.

آن پاکی و زلالی لبخند در تو نیست.

و آن جلوه های قدسی دگر نمی کنی،

می بینمت ز دور و دلم می تپد ز شوق،

می بینی ام برابر و سر بر نمی کنی.

 

این رنج کاهدم که تو نشناختی مرا،

در من ریا نبود ، صفا بود هر چه بود،

من روستائیم ، نفس پاک و راستین

باور نمی کنم که تو باور نمی کنی.

 

این سرگذشت لیلی و مجنون نبود

حتی نبود قصه یعقوب دیگری؛

این صحبت دو روح جوانمرد و مرد بود،

یا الفت بهشتی کبک و کبوتری.

 

اما چه نادرست در آمد حساب من!

از ما دو تن یکی نه چنین بود ای دریغ!

غمز و فریبکاری این خلق تنگ چشم

ما را چو دشمنی به کمین بود ، ای دریغ!

 

مسموم کرد روح مرا بی صفاییت،

بدرود ای رفیق می و یار مستیم!

من خوردی تو دیدم و بخشایمت به مهر،

ور نیز دیده ای تو ، ببخشای پستی ام.

 

من ماندم و ملال غمم ، رفته ای تو شاد ،

با حالتی که بد تر از آن کس ندیده است.

ای چشمه جوان!

گویا دگر فسانه به پایان رسیده است.



یکشنبه بیست و دوم دی 1387

۲ اس ام اس انگلیسی به مناسبت کریسمس با ترجمه فارسی

اس ام اس های زیبای انگلیسی به مناسبت کریسمس با ترجمه فارسی  english sms for christmas

Happy New Year 2009

Two things upon this changing earth can neither change nor end; the splendor of Christ's humble birth, the love of friend for friend.

دو تا چیز که توی چرخش زمین نه تموم میشه و نه تغییر میکنه، یکیش شکوه تولد عیسی مسیحه و یکیش عشق دوست به دوسته!

 

 

Can I have your picture, so Santa Claus knows exactly what to give me. Happy Christmas. 

میشه عکستو بدی بهم؟ که بابانوئل دقیقا بدونه برای کریسمس چی باید بهم هدیه بده. کریسمس مبارک

 

Joy resounds in the hearts of those who believe in the miracle of Christmas!

Wishing you all the peace, joy, and love of the season! Season's Greetings!

لذت در قلب کسانی که به معجزه ی کریسمس اعتقاد دارند بازتاب میکند.

برای تو تمام صلح ، لذت و عشق این فصل رو آرزو میکنم . تغییر فصل رو بهت تبریک میگم

 

 

A silent night, a star above, a blessed gift of hope and love. A blessed Christmas to you

یه شب ساکت و آروم، یه ستاره بالای سرت، یه هدیه ی پر برکت از امید و عشق. یه کریسمس پر برکت برای تو

 

 

Christmas may be many things

or it may be a few.

For you, the joy

is each new toy;

for me;

it’s watching U


اگه یه شب بیدار شدی و دیدی یه مرد چاق و گنده داره تورو  توی کیسش میزاره لطفا نگران نشو. چون من به بابا نوئل گفتم تورو برای کریسمس میخوام!

 

 

Lets welcome the year which is fresh and new,Lets cherish each moment it beholds, Lets celebrate this blissful New year. Merry X-mas

بیا به سالی که جدید و تازست خوشامد بگیم، بیا تک تک لحظه هاشو گرامی بداریم، بیا این سال نوی پربرکت رو جشن بگیریم. کریسمس مبارک

 

 

Christmas is not a time nor a season, but a state of mind. To cherish peace and goodwill, to be plenteous in mercy, is to have the real spirit of Christmas

کریسمس نه یه زمانه و نه یه فصل، بلکه یک یادبوده،در واقع  گرامی داشتن صلح و حسن نیت،  رحیم و بخشنده بودن، باعث میشه روح واقعی کریسمس رو لمس کنیم.

 

نوشته شده توسط علی در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 | یک نظر
 ماه خون ماه اشك ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد . فرا رسیدن ماه محرم را به عزادارن راستینش تسلیت عرض میكنم

 

با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

 

محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشورا به پا شد

 

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود

دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم  الحرام تو حسین

ایام عزا و غصه آغاز شود

 

دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم

بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم

فردا كه كسی را به كسی كاری نیست

دامان حسین اگر نگیرم چه كنم

 

با نام حسین به سینه ها گل بزنید
از اشك به بارگاه او پل بزنید
گویید كه هر زمان گرفتار شدید
بر دامن ما دست توسل بزنید
التماس دعا، عزا دار امام حسین

 

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است . . . بیراهه نرو ساده‌ترین راه حسین است
از مردم گمراه جهان راه نجویید . . . نزدیکترین راه به الله حسین است

 

از محرم رسید، ماه عزای حسین
سینه‌ی ما می‌شود، کربلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

نوشته شده توسط علی در سه شنبه دهم دی 1387 | نظر بدهید
چون تیر رها گشتـه ز چلّـه شده ایم!

مهمان شمــا در شب چلّـه شده ایم!

از برکت ایـن سفــره ی الــوان شما

تا خرخره خورده،چاق و چلّـه شده ایم!


روی گل شما به سرخی انار

شب شما به شیرینی هندوانه

خندتون مانند پسته

و عمرتون به بلندی هندوانه
شب یلدا مبارک



بیا ای دل کمی وارونه گردیم

برای هم بیا دیوونه گردیم

شب یلدا  شده نزدیک ای دوست

برای هم بیا هندونه گردیم

شب یلدا مبارک


محفل آریائی تان طلائی ? دلهایتان دریائی



قیمت پماد سوختگی شب یلدا (چله)خیلی خیلی بالا میره.

اگه نگرفتی زود تر بخرش شاید هندوانه ای که گرفتی سفید در بیاد هااا

اون وقت لازمت میشه!!!



تو خوبی!
تو بهترینی!
تو تکی!
.
.
.
.
.
اینم از هندونه شب یلدات. بذارشون تو یخچال خنک شه ! یلدا مبارک !



بیا ای دل کمی وارونه گردیم ، برای هم بیا دیوونه گردیم ، شب یلدا شده نزدیک ای دوست

، برای هم بیا هندونه گردیم . شب یلدا مبارک


میان دوستـــان افتاده ای تک / رخت هندونه ،زلطف عین پشمک!

برایت می زنم اینک پیامک  / شب یلدای تو ای گــــــل! مبارک!

حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد . . .



تو میری و من فقط نگاهت می کنم ، تعجب نکن که چرا گریه نمی کنم ، بی تو یک عمر

فرصت برای گریستن دارم ، اما برای دیدن تو همین یک لحظه باقیست ،

تا یلدایی دیگر انتظارت را خواهم کشید . . .



چند ساعت بیشتر به آخر پاییز نمونده، جوجه هاتو شمردی!؟


توی سرمای این شب طولانی به فکر بی خانه مان هایی که چشم میزنند

زودتر صبح بشه هم هستی ؟



شادیتون 100 شب یلدا دلتون قد یه دریا توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما

یلدا مبارک . . .


روی گل شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، خندتون مانند پسته و

عمرتون به بلندی یلدا . شب یلدا مبارک . . .


یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را

باید جشن گرفت

یلدایتان مبارک.



ما منتظر صبح شب یلداییم

دستی به دعا تا فرج فرداییم . . .


من دارم جمعه می رم، فکر نکنم دیگه همدیگر رو ببینیم... منو فراموش نکن و به خاطر تمام بدی هام منو ببخش...

از طرف پاییز - یلدا مبارک


آماده باش

.

.

فردا روز بزرگیه روزی که منتظرش بودی

چشم همه به تو

خیلی روت حساب کردم فردا شمرده میشی


تو خوشگلترین خوشتیپ ترین و با کلاس ترین آدم روی زمین هستی

اینم هندونه شب یلدات! بذار تو یخچال تا خنک بشه!


بین چگونه قناری ز شوق می لرزد

نترس از شب یلدا بهار آمدنی است


عمرتون صد شب یلدا

دلتون قدر یه دنیا

توی این شبهای سرما

یادتون همیشه با ما

دل خوش باشه نصیبت

غم بمونه واسه فردا



حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد . . .


همهً شب های غم آبستن روز طرب است

یوسف روز ز چاه شب یلدا آید

برگرفته از پی سی ورد

نوشته شده توسط علی در جمعه بیست و نهم آذر 1387 | نظر بدهید

مشهد ان شهر علی بن موسی الرضا

آن که باشد قلبه حاجات ما

تا به مشهد  پای کوبان می رویم

در حرم با چشم گریان می رویم
 
 
کـمـک کـن مـثـل مشهد، شهر رؤيا
دلـم پـر ازدحـام از نـور بـاشــد
پـر از پـرواز کـفـتـرهـاى کوچک
سـرم سـبـز و دلم  پـر شور باشد
 

هر چند حال و روز زمين و زمان بد است
يک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتي اگر به آخر خط هم رسيده اي
آنجا براي عشق شروعي مجدد است
 
 
بليط ماندن است مانده روي دستهاي من

در اين همهمسافرحرم نبود جاي من؟

رفيق عازم سفر، فقط «سلام» را ببر

سفارش مريض حضرت امام را ببر
 
 
امروز که سر بر حرمت مي آيم

انگار تمام عشق کامل شده است

اي ضامن آهو! به غريبي سوگند

دل کندن ازاين ضريح مشکل شده است
 
 
آقا گداتو پس نزن اونكه فقط مي خواد يه چيز/ عمری  كبوترت شدم يه بار برام گندم بريز
نوشته شده توسط علی در دوشنبه بیستم آبان 1387 | نظر بدهید

براي دل افتاده يه اتفاق ساده به سادگي دل من دل به دل به تو داده

 

گاهی وقتها چقدر ساده عروسک  می شویم نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم فقط احمقانه سکوت می کنیم

 

کلاغ و طوطی هر دو زشت و سیاه آفریده شدند. طوطی اعتراض کرد و زیبا شد، کلاغ هم راضی به رضای خدابود. اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد

 

تو را براي وفاي تو دوست مي دارم
*
*
*
*
*
وگرنه دلبر پيمانه شكن فراوان است

 

گر چه ما را نکني ياد ولي ما هستــــيــــم

دل به امید پيامي که ندادي بســــتـــــيـــم

 

کلامت گرم و شیرین چون ترانه ،

نگاهت دلفریب و شاعرانه

منم قایق به روی موج دریا ،

تویی ساحل ، تویی لطف کرانه

 

همه در حسرت يك پروازند ،

من به پرواز نمي‌انديشم

به تو مي‌انديشم

به تو كه عزيزتر از انديشه‌ي يك پروازي...

 

غروب غمهایت  را به هر قیمتی خریدارم

اگر همدم شبهای تنهایی من باشی

 

در عشق تو گاه بت پرستم گویند

گه رند و خراباتی و مستم گویند

اینها همه از بهر شکستم گویند

من شاد به اینکه هر چه هستم گویند

 

در مدرسه از نشاط من کم کردند...

از فرصت ارتباط من کم کردند...

هر وقت به هم عشق تعارف کردیم...

از نمره ی انضباط ما کم کردند...

 

از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد
غمهای زمانه را فراموشم کرد

 

ای داد دوباره کار دل مشکل شد
نتوان ز حال دل غافل شد
عشقی که به چند خون دل حاصل شد
پامال سبکسران سنگین دل شد

نوشته شده توسط علی در شنبه یازدهم آبان 1387 | نظر بدهید
هنوز در به در کوچه هاي خاطره ام / هنوز اسم تو مانده گوشه حنجره ام /هنوز مثل نخستين نگاه عاشق تو / در انحصار غم عشق در محاصره ام

 

صبر کردن دردناک است ، و فراموش کردن دردناکتر ، ولی از این دو دردناک تر

این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش

 

کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت ولی آهسته می گویم خدایا بی اثر باشد

 

گریه هامو تو ندیدی

هر چی گفتم نشنیدی

من کدوم عهد رو شکستم

که تو اس ام اس نمی دی ؟!

 

بر خاک بخواب نازنین،تختی نیست. آواره شدن ,حکایت سختی نیست. از پاکی اشکهای خود فهمیدم . لبخند همیشه راز خوشبختی  نیست

 

شبی پرسیدمش با بیقراری به غیر از من کسی را دوست داری به چشمش اشک شد

از شرم ساری میان گریه هایش گفت آری

 

چرا رو نقاشی  ها بی خودی سایه می زنی

این همه حرف خوب داریم حرف گلایه می زنی

اگه منو دوست نداری اینو راحت بهم بگو

چرا با حرفات و نگات بهم کنایه می زنی

 

عشق لالایی بارون تو شباست / نم نم بارون پشت شیشه هاست / لحظه ی شبنم و برگ گل یاس / لحظه ی رهایی پرنده هاست / لحظه ی عزیز با تو بودنه / آخرین پناه موندن منه

 

یل دریا گر کنی ، من دیده را دریا کنم

میل صحرا گر کنی ٬ من سینه را صحرا کنم

نا امیدم گر کنی میمیرم اما باز هم

در همان حالت که میمیرم دعایت می کنم

 

سلام. این چه اخلاق بدیه که تو داری؟ چرا هر چی از آدم می گیری دیگه پس نمی دی؟
نمی گی من دلمو لازم دارم؟

نوشته شده توسط علی در شنبه یازدهم آبان 1387 | 3 نظر
مي نويسم (( د ي د ار )) تو اگر بي من و دلتنگ مني ... يك به يك فاصله ها را بردار

زندگي آن قدر عجيب نيست که شما تصور  مي کنيد
زندگي آن قدر عجيب است که شما نمي توانيد تصور کنيد

عشق را رنگ آبي زدم، دوست داشتن را قرمز، نامردي را سياه، دروغ را سفيد، ولي نمي دانم چرا به تو كه مي رسم نمي دانم مهرباني چه رنگي است!

 

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت
بيچاره از اين عشق سوختن آموخت
فرق منو پروانه در اينست
پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت

 

ويرانه نه آنست که جمشيد بنا کرد
ويرانه نه آنست که فرهاد فرو ريخت
ويرانه دل ماست که با هرنگه تو
صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ريخت...

مهم بودن خوب است، ولي خوب بودن مهم تر است

نوشته شده توسط علی در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 | 10 نظر
میدونی فرق تو با میرزا نوروز چیه؟
اول پول داشت کفش نمیخرید
تو گوشی داری اس ام اس نمیدی!
 
 
لپتو بيار جلو
۱
۲
۳
۴
۵
تا ۱۰۰ هم بشماری از بوس خبری نيست...
 
 
( . | . )
  ) . (
  ( v )
  \ | /
عکستو وقتی تو حموم بودی گرفتم
اگه اس ام اس ندی سند تو آل میکنم!
 
 
شرمنده این موقع اس ام اس می زنم.یه سوال برام پیش اومده.اگه امروز دمای هوا صفر درجه باشه و دمای هوای فردا دو برابر امروز سرد بشه،دمای هوای فردا چند درجه است؟
 
 
نوشته شده توسط علی در شنبه هفدهم شهریور 1386 | 4 نظر
اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ،قلب کوچیک من.
 
بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست.
 
ماهي به آب گفت : تو نميتوني اشكاي منو ببيني , چون من توي آبم.. آب جواب داد اما من ميتونم اشكاي تو رو احساس كنم چون تو توي قلب مني...
 
هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد.
 
هيچ كس نمي تواند به عقب برگردد و از نو شروع كند، اما همه مي توانند از همين حالا شروع كنند و پايان تازه اي بسازند
 
ديشب فرشته اي فرستادم تااز تو مواضبت كنداماوقتي رسيد توخواب بودي زود برگشت وگفت هيچ فرشته اي نمي تواند مواظب فرشته اي ديگر باشد
 
 
احساساتت رو روم بنويس .عصبانيتهات رو روم خط خطي كن . اشكاتو باهام پاك كن.حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرم بشي .فقط دورم ننداز.
 
 
نوشته شده توسط علی در شنبه هفدهم شهریور 1386 | 4 نظر

تقديم به چشمي كه اشكش منم، تقديم به اشكي كه غمش منم، تقديم به شمعي كه پروانه اش منم، تقديم به گلزاری كه گاش...تويي.وتقديم به عشقي كه عاشقش منم

  

 

دل من دیگه خطا نکن/ با غریبه ها وفا نکن / زندگی رو باختی دل من/ مردمو شناختی دل من/ تا به کی سروپا حقیقتی/ تا به ی خراب محبتی / همنشین این واون شدی/ خسته وپریشون خون شدی/ دشت بخت تو کویر شده / مرغ آرزوت اسیر شده / رو به روت سراب/ پشت سر خراب / ساکت و صبوری دل من/ خیلی ازمن دوری دل من/

  

 

همه واسه عشقشون گل ميفرستن،من مونده ام كه واسه گلم چى بفرستم

 

 

اگه عشقم حقیره ! اگه جسمم کویره ! اگه همیشه تنهام ! اگه خالیه دستام ! برای تو عاشق ترین عاشق دنیام

 

 

اي كاش نسيم بودم تا صورتت را نوازش كنم ، اي كاش گل بودم تا يكي از غنچه هايم را به تو هديه مي دادم اما افسوس ، نه بارانم نه نسيم و نه گل ، ام هر چه هستم تو را دوست دارم.

 

زندگی چیه ؟ زندگی عشقه، عشق چیه ؟ عشق بوسیدنه، بوسیدن چیه ؟ بیا اینجا بهت بگم!!!

نوشته شده توسط علی در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 | 4 نظر
با سلام خدمت دوستان عزیز .. از این که دیر آپ کردم ببخشید

از تمام دوستانی که نظر دادن تشکر میکنم

مینو .. پیمان.. مریم ..الینا.. شیما .. زهرا ..افسانه و پروانه .. الناز ..بیتا ..سینا.. نانا.. فانوس .. عسل ..کیمیا.. omid .. فاطمه.. حمید .. Arian ..مجید  و بقیه دوستان

اگه نتونستم به وبلاگتون سر بزنم ببخشید

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

قفل ها كه بي كليد شدن. چشم ها به در سفيد شدن . چه امتحان خوبيه . دوريت عجب غروببيه

 

 مهم نیست قشنگ باشی ،قشنگ اینه كه مهم باشی حتی برای یك نفر........

 

 واسه ما جشن تولدت يك بهونه بود هميشه . كه رو هديه بنويسي دلم از تو دور نيمشه

 

 بازي روزگار را نمي فهمم ! من تو را دوست دارم تو ديگري را....ديگري مرا ...وهمه ي ما تنهاييم.

 

تنها ارزوم همينه. تا يادم نرفته راستي كاش يك روز بهم بگي من همونم كه ميخواستي

 

  معلم گفت{الف}گفتم او.معلم گفت{ب}گفتم با او.معلم گفت{پ}گفتم پیش او.معلم گفت{ج}خواستم بگویم جدایی گفت نگو

يكم برس باز به خودت ميخوام بيام تولدت . اون وقتا اينجوري نبوذ راهت به اين دوري نبود

 

اولا مهربون ترن اونا كه همسفرند . اشك منم كه جاريه نگه دار يادگاريه

I have 3 friends!
SUN,MOON,YOU!
I want:
SUN for days,
MOON for nights,
BUT
YOU for always!

ميخوام اتوبوس بسازم .... اتوشو دارم اما بوس ندارم .. يه بوس ميدي ؟ لازم دارم

 

تو باغ ها گل سرخي تو آسمون ستاره

جايي رو سراغ ندارم كه نشون از تو نداره

 

 فرشته ها وجود دارند اما چون بعضی وقتها بال ندارن ما بهشون میگیم دوست!

 

کاش گل بودی تا به تلافی همه ی بدیهایت تو را پرپر میکردم

 

با خود عهد بستم بار دیگر که تو را دیدم بگوویم از تو دلگیرم ولی باز تو را دیدم و گفتم بی تو میمیرم

نوشته شده توسط علی در چهارشنبه دهم مرداد 1386 | 9 نظر
برو سر ميکروسکوپ ... رفتي؟ ... چي مي بيني؟ ... يه ذره کوچيک؟ ... ميدوني چيه؟؟؟ ... آره؟؟؟ ... يه کم فکر کن ... اون دل منه که برات يک ذره شده.


يكي از بهترين ها ميگه :
اگركسي يكي رودوست داشته باشه ، بيشتر از اين كه بهش بگه دوست دارم بهش ميگه مواظب خودت باش
.
.
.
پس مواظب خودت باش

 

دوست داشتن دل ميخواد نه دليل !

از ته دل دوست دارم بدون دليل

 

 مراهرجورخواهي دربه درکن:جفايت راازاين هم بيشترکن:بزن باعشق خودآتش به جانم:ولي آتش نشاني راخبرکن

روی دیوار نوشتم، بارون پاکش کرد . برات نامه نوشتم، پستچی گمش کرد . روی برگ نوشتم، آفتاب خشکش کرد . حالا اس ام اس می دم که بدونی دوست دارم . امیدوارم مخابرات بازی در نیاره

گل اگر خشک شود ساقه اش می ماند دوست اگر جدا شود خاطره اش می ماند

نوشته شده توسط علی در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 | 6 نظر

ميخوام بگم دوستت دارم... نه به 21 زبان زنده دنيا... بلکه به زبان قلبم....

گوش کن: تالاپ..تولوپ...

همه دنبالت میگردن پیدات نمیکنن ، می خوای بهشون بگم تو قلب من زندونی هستی ؟!!!

توي دنيا عاشقا چه بي کسن / عاشقا عاقبتش خار و خسن / اينا رو گفتم بهت تا بدوني / عاشقي خيلي خطرناکه حسن

بس که دیوار دلم کوتاه است...هر که از کوچه تنهایی ما میگذرد...به هوای هوسی هم که شده...سرکی می کشد ومی گذرد...

كاش از شاخه سرسبز حيات گل اندوه مرا ميچيدي .

گفتی " دور مرا خط بکش " کشیدم... حالا تو در محاصره ی منی !!!

اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشکنم تا زماني که مي‌افتي در آغوشم بگيرمت!

 

نوشته شده توسط علی در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 | یک نظر
زندگي 2 چيز به من آموخت.....که هر چي فکر ميکنم يادم نمياد!

جوووووووووووووووووووووووووووووووووو
وووووووووووووووووووووووووووووووووو
ووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون من ! نفس رو داشتي؟

عشق صدای پیانو نیست عشق صدای گیتار هم نیست عشق صدای فنر تخت خواب است!

wu da da wu dada ju o na ka
da la ka da la ju a na ni na
ni da lioe do mok no na ni a
li a ni li a no ne he ya di i
ya he ye na no ni o ni do

آهنگ سريال جواهري در قصر بود.حال کردي؟

 محبت مثل يک سکه ميمونه که اگه بيفته تو قلک قلب ديگه نميشه درش اورد اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکني

با هم رفتيم بيرون............سردم شد............. يه لب......... يه لب........................................... يه لبو برام ميخري...؟!!

کشاورز پیر در کنار گاو آهن کهنه ایستاده بود و به مزرعه شخم نخورده اش می نگریست
چون در این لحظه گاوش داشت مسج می خوند

ترکه به زنش میگه:بیا مهریتو بذاراجرا با پولش خونه بخریم!!

نوشته شده توسط علی در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 | 5 نظر
لبخند رو هیچوقت ترک نکن حتی وقتی که خیلی ناراحتی .
چون افسردگی خیلی خطرناکه حسن .
ممکنه که داغون بشی حسن !
نیشت رو ببند حسن

زندگي دو چيز به من آموخت

*
*
*
*
*
*
*
که هرچي فکر ميکنم يادم نمياد چي بود

 

بلوتوث قلبت رو روشن کن
می خوام تمام وجودمو براتsend کنم
.
.
.
.
ها ها ها
ویروس داشت
الان می میری ....!

 

..آرامش در زندگي بهترين چيزه
بيا به آرامش فکر کنيم
به زندگي
به عشق
به زيبايي
به بهشت
به جهنم
به درک
به تو چه
به من چه
برو اعصاب ندارم.

 

...

...

...

....

مشترک گرامی دسترسی به این اس ام اس امکان پذیر نمیباشد...!!!

 

مهم نیست که قشنگ باشی،
قشنگ اینه که مهم باشی حتی برای یک نفر!!!

 

اگه ده تا گل گرفتی دستت و رفتی جلوی اینه 11 تا گل قشنگ دیدی
اصلا تعجب نکن
این نشون میده هم کوری هم خنگی و هم دچار توهم شدی

 

سوراخ جورابتیم کوک بزن فنا شیم، چروک لباستیم اتو بزن هلاک شیم.چروك لبتيم، بخند فنا شيم

 

در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش علف سبز و گل سرخ یکیست...

 

از فرش فروشی مزاحمتون میشم
اجازه میدین دلمو فرش زیر پاتون کنم
تا هیچ جا جز دل من پا نذارین؟

نوشته شده توسط علی در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 | 10 نظر
هرگز به دنبال کسی نباش که بتونی باهاش زندگی کنی بلکه به دنبال کسی باش که نتونی بدون او زندگی کنی

هر آغازي را پاياني است .. صد حيف كه آغاز عشق تو پايان عمر من بود!!!!

خدايا به هر که دوست ميداری بياموز که اس ام اس 15 تومان بيشتر نيست و به هر که بيشتر دوست ميداری بياموز که ارزش يک دوست بيش از 15 تومان است...

سلام.آخرين خبری رو که چند لحظه پيش فهميدم به اطلاعتون ميرسونم: عجيب دوست دارم..

بهترين لحظه زمانيست که فکر ميکنی فراموشت کردم امّا ناگهان اس ام اسي از طرفه من ميرسه که ميگه:ميميرم برات.

می خوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره!؟

وقتي داري فكر ميكني/كه من دارم فكر ميكنم/كه تو داري فكر ميكني/كه من به چي فكر ميكنم/دلم مي خواد كه فكر كني/ كه من به تو فكر ميكنم

گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟
دستامو بالاآوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم
اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود.

نشد ز عشق برای همیشه دور بمانم….. شکوه چشم تو نگذاشت با غرور بمانم

شيشه ي دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پرپر مي شود.

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين عشق سوختن آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت

اينگونه زندگي کنيم:ساده اما زيبا،مصمم امابي خيال،متواضع اما سربلند،مهربان اما جدي،سبز اما بي ريا،عاشق اما عاقل.

قرار است براي چيزي زندگي خود را خرج كنيم ، بهتر آن است كه آنرا خرج لطافت يك لبخند و يا نوازشي عاشقانه كنيم .

دوستي واقعي مثل سلامتي هست
ارزش اون رو معمولا تا وقتي که از دستش بديم نمي دونيم.

نوشته شده توسط علی در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 | 3 نظر
گه يه روز فروختمت ،
بدون آدم فروش نيستم .. گل فروشم گلم !

هر کس یه روزی میاد، یه روزی میره،یکی با دلش میره، یکی با پاهاش، ولی مواضب باش کسی با پاهای خودش از دلت نره...!!!!!

دیروز که فریاد زدی دوستت دارم گفتم نمیشنوم بلندتر بگو
امروز که به آرومی گفتی دیگه دوستت ندارم گفتم هیییییس
چرا داد میزنی؟

حکایت جالبیست که فراموش شد گان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند!

گه کليد قلبيو نداري قفلش نکن اگه خداحافظي در راهه سلام نکن اگه دستيو گرفتي رهاش نکن دفتري که بسته شده ديگه بازش نکن قلبي که شکسته ديگه نازش نکن حرفي که زده شد ديگه تکرارش نکن

اميد بهترين چيزهاو انتظاربدترين چيزها را داشته باش،زندگي يك بازي است وما هيچ كدام تمرين نداريم

میخوام روی تمام سنگ های دنیا بنویسم دلم واست تنگ شده و آرزو میکنم یکی از اون سنگ ها به سرت بخوره تا بفهمی دل تنگی چه دردی داره!؟

الهي کارت سوخت ماشينم بشي تا هميشه و همه ساعت دنبالت باشم
نوشته شده توسط علی در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386 | 3 نظر

اگه یه روز شاد بودی آروم بخند تا غم بیدار نشه و اگه یه روز غمگین شدی آروم گریه کن تا شادی نا امید نشه

واست يه دسته گل فرستادم با هزار مصيبت در ميان اون همه گل تونستم يه گل مصنوعي بزارم و در آخر برات بگم تا خشک شدن آخرين گل دوست دارم

کاش دلم قايقی بود که لب يک اسکله خودش را به تو می بست

تمام لحظه هاي دنيا واسه زمانيه که اصلآ انتظارشو نداري و هيچ لذتي بالا تر از دوست داشتن نيست پس حالا که انتظارشو نداري دوست دارم

رفتم نزد طبیب ازسوزش قلب گفتم سوزش قلب را باید چه کرد
شش بوسه نوشت برگوشه کاغذ 2تا صبح و2تا ظهرو2تا شب

ايشاالله با هم ميرم بهشت تو بخاطر اينكه روي زمين يه فرشته بودي و من بخاطر اينكه با يه فرشته روي زمين دوست بودم

عاشقان واقعي هيچ گاه نگاه خود را به يكديگر نمي دوزند بلكه با هم به يك جا مي نگرند...

يکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه !اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست

يادت باشه دنيا گرده. هر وقت احساس كردي به آخر رسيدي شايد در نقطه شروع باشي!!!

ما لحظه ها را ميگذرانديم تا به خوشبختي برسيم افسوس خوشبختي همان لحظه ها بود که ميگذرانديم.

ما چقدر دير متوجه مي شويم که زندگي يعني همان روزهايي که زود گذشتن آن را آرزو مي کنيم.....

نوشته شده توسط علی در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 | 4 نظر

اي که دور از مني و ياد مني،با خبر باش که دنياي مني...شاديت شادي من،غصه ات غصه من...قلب من خانه تو خانه ات قبله من دوست دارم

تنها کسي که در زندگي مرا شاد مي کند کسي است که به من مي گويد: تو مرا شاد مي کني

 

اگر حلقه عشق از طلاست ، حلقه دوست از وفاست ..
.
.
.
.
بي وفا يادي هم از ما بکن

 

ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ولي تو بخند تا من برات بميرم.

روز اول خيلي اتفاقي ديدمت... روز دوم الکي الکي چشمهام به چشمت افتاد... هفته بعد دزدکي بهت نگاه کردم... ماه بعد شانسي به دلم نشستي و حالا سالهاست يواشکي دوست دارم...

دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکديگــر نگــــاه کنيم.

اين روزها نه مجالي براي دلتنگي دارم نه حوصله اش را................ ولي با اين همه گاه گاهي دلم هواي تو را مي کند

 

ميدوني خراب تر از شهر بم شهر ديگه اي نيست ..
.
.
.
.
پس بمتم !!

 

از همه چيز گذشتن و به همه چيز رسيدن مهم نيست ..

مهم از چه گذشتن و به چه رسيدن است !!

 

 

نوشته شده توسط علی در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 | 2 نظر
آموختم که دست دادن معني رفاقت نيست.... بوسيدن قول ماندن نيست..... و عشق ورزيدن ضمانت تنها نشدن نيست .....

هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ... اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني

اگه كسي رو دوست داري،نه براش ستاره باش،نه آفتاب،چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش كه هميشه بالاي سرش باشي

زندگي مثل يه ديكته اس هي مي نويسيم، هي غلط مي نويسيم، هي پاك مي كنيم دوباره هي مي نويسيم، هي پاك مي كنيم غافل از اينكه عزرائيل داد ميزنه: برگه ها بالا

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

پس از آخرین دیدار با دوستانت یادت باشد که ، به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند

هيچ وقت دل به کسي نبند چون اين دنيا اين قدر کوچيکه که توش دو تا دل کنار هم جا نميشه ... اگر هم دل بستي هيچ وقت ازش جدا نشو چون اين دنيا اين قدر بزرگه که ديگه پيداش نمي کني

 

نوشته شده توسط علی در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 | آرشیو نظرات
عشق با روح شقایق زیباست
عشق با حسرت عاشق زیباست
عشق با نبض دقایق زیباست
عشق در حسرت دیدار تو زیباست

داشتيم تو جاده ميرفتيم که چشمم افتاد به يه تابلو که روش نوشته بود : دوســت داشـــتن دل ميـــخواد نه دليـــل

دلم خوش بود از ان روزی که در شطرنج دلت شاه عشق بودم اما تو با ان رخ زیبایت ماتم کردی

وقتي برسي سر دوراهي ** ندوني کجاي راهي ** تا بخوايي از اينو اون بپرسي ** مي بيني که ته راهي
 
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
 
الهي تو خورشيد بشي و من زمين !! تا سالي 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالي 365 بار دور من بگردي
 
با خيال تو به سر بردن اگر هست گناه

با خبر باش كه من غرق گناهم هر شب
 
 
برات يه هديه دارم ##**#####**## اين يه سيم خارداره.

بپيچ دورت تا کسي دستش به گل من نرسه ......
 
 
 
 
__________________
نوشته شده توسط علی در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 | آرشیو نظرات
اگه كسي دوستت داشت لازم نيست بهت بگه دوست دارم . اون با گفتن جمله ي مواظب خودت باش ثابت مي كنه كه دوستت داره ... . مواظب خودت باش.

اگه دردي تو پاهات حس مي کني، اگه احساس مي کني خيلي خسته اي مطمئن باش که مريض نيستي...

اگه گفتي اين چيه؟

>->o

.

.

.


اين منم که از دوريه تو مردم

دوستت مي دارم اگرچه مي دانم دوست داشتن گناه است عاشقت هستم گرچه مي دانم عشق هم آخر دوزخي دارد مي پرستمت گرچه مي دانم پرستش كار كافران است

اوني که شکستي تو دلم شيشه نبود از اونا که دوباره درست ميشه نبود.

 

نوشته شده توسط علی در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 | آرشیو نظرات
يه روز تو كوچه ديدمت و عاشقت شدم، فرداش توي خيابون ديدمت و ديوونه‌ات شدم، امروز توي اتوبان ديدمت، خدا آخر و عاقبتم رو به خير كنه، عجب 206ي هستي!

ميدوني فرق تو با جاده چيه؟ جاده ميدوني فرق تو با جاده چيه؟ جاده رو بايد خيلي رفت تا به آخرش رسيد، ولي تو همينجوري آخرشي! رو بايد خيلي رفت تا به آخرش رسيد، ولي تو همينجوري آخرشي!

ماشين نوشته :زمان تنها ماشيني است كه ترمز ندارد (كاميون)

شده تا حالا كابوس ببيني، از خواب بپري و كلي خوشحال بشي كه كابوس بوده؟ شده بزرگترين آرزوهاتو تو خواب ببيني، از خواب بپري و حالت گرفته بشه؟ خوب، اين به اون در!

بوسه تنها تصادفي است كه پليس ندارد و آغوش تنها پاركينگي است كه جريمه ندارد، پس مياي توي پاركينگ تصادف كنيم؟

soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq soq همه اينها مال شماست،‌ به شرطي كه گوشيتو برعكس بگيري!

من آزاد دادم، يعني چاره‌اي نداشتم، مجبور بودم، آخه بهش نياز داشتم! كاشكي تو هم ميومدي تا با هم ميداديم، ولي اشكال نداره، خودت رو آماده كن براي سال ديگه، براي يك دانشگاه دولتي!

تو گلي مثل گل‌هاي قشنگ قالي، تو به ظرافت تار و پود فرشاي زيبايي ايراني، اصلا تو خود فرش پاتريسي، همون كه يه تخته‌اش كمه!

ميگن: «دل آدم، اندازه مشت‌شه»، پس چطوري يه دريا خوبي يه دنيا مهربوني، يه آسمون عشق، و يه كهكشون محبت، تو دل «تو» جا ميگيره؟

نوشته شده توسط علی در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 | آرشیو نظرات
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
 
 
هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن…! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند…! و تو… هيچ وقت او را  ...
 
اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است
 
اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست



سلام این بار به علت نظرات زیاد در باره بازی پرتاب کفش به بوش این بار کد بازی بهصورت انلاین در اینجا گذاشتم برای گرفتن بریدادامه مطلب



جمعه ششم دی 1387

قالب رپفا به فروش میرسه به من پی ام بدید و بخرید pishro_tanha

یا به من اس ام اس بدید ۰۹۳۶۱۸۲۲۹۲۶



ساخت قالب برای وبلاگ

پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387

برای دیدن برید ادامه متن



روش نفوذ به ویندوز اکس پی

شنبه بیست و سوم آذر 1387

 



شنبه بیست و سوم آذر 1387

rapfa



هک و سایت

سه شنبه نوزدهم آذر 1387

لطف کنید بریا دیدن به ادامه مطلب برید و نظر بزارید مطالب قبلی تو ارشیو هست لطف کنید برید و نگاه کنید میدونم لذت میبرید

 



هک سایت پی اچ پی نوک

سه شنبه نوزدهم آذر 1387

برای دیدن به ادامه مطلب بروید



دوشنبه هجدهم آذر 1387

ترفند ها ی موبايل

برای دیدن تمامی ترفند ها به ادامه مطلب بروید



دوشنبه هجدهم آذر 1387

ده ترفند از اينترنت اكسپلورر

1-با فشردن کلیدهای Alt+D مکان نما (Curser) قسمت ورود آدرس (Address Bar) را انتخاب می کند تا آدرس جدید را وارد کنید.
2-کلید های موجود در قسمت بالای نرم افزار را می تواند با کلیک راست و انتخاب Customize تغییر دهید و کلیدهای جدیدی همچون Edit برای نمایش کد صفحه و Size برای تغییر اندازه قلم های صفحه اضافه کنید.
3-به جای استفاده از کلید Back روی نوارابزار می تواند ازکلید Backspace کی برد استفاده کنید.
4-با فشردن کلید F11 محیط مرورگر به بزرگترین حد ممکن می رسد.
5-اگر گاها نیاز دارید تا لینکی را بدون بازکردن توسط مرورگر ذخیره کنید روی آن کلیک راست کرده و گزینه Save Target As... را انتخاب کنید.
6-با فشردن کلید Home همیشه بدون دردسر به ابتدای صفحه برمیگردید.
7-با فشردن کلید End به سرعت به انتهای صفحه تغییر مکان می دهید.
8-با فشار دادن کلید F4 آدرس هایی که در نوار آدرس تایپ کرده اید نمایش داده می شون.
9-برای قراردان میانبر یک صفحه روی Desktop روی صفحه کلیک راست کرده و گزینه Create Shortcut را کلیک کنید.
10-یک کلمه در نوار آدرس تایپ کنید و کلید های Ctrl+Enter را همزمان فشار دهید تا و .com به صورت خودکار به طرفین آن اضافه شوند.



شنبه شانزدهم آذر 1387

سرقت از عابر بانك به كمك چسب مايع

سايز فونت : a/ a/ a/ a/ a

در جريان جستجوهاي پليسي، اعضاي باندي دستگير شدند كه با ريختن چسب در محل قرار دادن كارت، مراجعان عابر بانك را فريب داده و حسابشان را خالي مي كردند.
دهم تيرماه سال جاري، زن جوان وقتي به يك عابر بانك در تجريش مراجعه كرد و كارتش را در دستگاه قرار داد، متوجه شد كه كارت در دستگاه گير كرده است.او با راهنمايي سه مردي كه پشت سرش در صف ايستاده بودند به شعبه مراجعه كرد تا موضوع را به مسؤولان بانك اطلاع دهد.

زن جوان، وقتي به همراه متصدي از بانك خارج شد، مشاهده كرد كه يكي از آن سه مرد، محل را ترك كرده و دو تن از آنها در حال گرفتن پول هستند و به اين ترتيب وي متوجه شد كه پول از حسابش خارج شده و به همين دليل، موضوع را به پليس اطلاع داد.

با تماس اين زن، مأموران كلانتري 101 تجريش در محل حاضر شده و دو متهم را دستگير كردند.

«مسعود» و «محمدعلي» در مقر پليس اعتراف كردند كه با ريختن چسب در محل قرار گرفتن كارت در دستگاه عابر بانك و حفظ كردن رمز ورود مراجعان، وقتي كارت در دستگاه گير مي كرده، مشتري را به شعبه فرستاده و بلافاصله اقدام به خالي كردن حسابش مي كرده اند.

آنها همچنين به مأموران گفتند به اين طريق 40 هزار تومان از حساب آخرين شاكي برداشت كرديم.

با اطلاعاتي كه متهمان دستگير شده در اختيار پليس قرار دادند، متهم متواري كه او نيز «مسعود» نام داشت، شناسايي و دستگير شد.

سرهنگ سلطاني، معاون مبارزه با سرقت پليس آگاهي تهران بزرگ با اعلام اين خبر از افرادي كه با اين شگرد و در محدوده شمال شهر تهران، پول از حسابشان خارج شده، درخواست كرد تا به پايگاه يكم پليس آگاهي مراجعه كنند.



شنبه شانزدهم آذر 1387

سرقت از عابر بانك به كمك چسب مايع

سايز فونت : a/ a/ a/ a/ a

در جريان جستجوهاي پليسي، اعضاي باندي دستگير شدند كه با ريختن چسب در محل قرار دادن كارت، مراجعان عابر بانك را فريب داده و حسابشان را خالي مي كردند.
دهم تيرماه سال جاري، زن جوان وقتي به يك عابر بانك در تجريش مراجعه كرد و كارتش را در دستگاه قرار داد، متوجه شد كه كارت در دستگاه گير كرده است.او با راهنمايي سه مردي كه پشت سرش در صف ايستاده بودند به شعبه مراجعه كرد تا موضوع را به مسؤولان بانك اطلاع دهد.

زن جوان، وقتي به همراه متصدي از بانك خارج شد، مشاهده كرد كه يكي از آن سه مرد، محل را ترك كرده و دو تن از آنها در حال گرفتن پول هستند و به اين ترتيب وي متوجه شد كه پول از حسابش خارج شده و به همين دليل، موضوع را به پليس اطلاع داد.

با تماس اين زن، مأموران كلانتري 101 تجريش در محل حاضر شده و دو متهم را دستگير كردند.

«مسعود» و «محمدعلي» در مقر پليس اعتراف كردند كه با ريختن چسب در محل قرار گرفتن كارت در دستگاه عابر بانك و حفظ كردن رمز ورود مراجعان، وقتي كارت در دستگاه گير مي كرده، مشتري را به شعبه فرستاده و بلافاصله اقدام به خالي كردن حسابش مي كرده اند.

آنها همچنين به مأموران گفتند به اين طريق 40 هزار تومان از حساب آخرين شاكي برداشت كرديم.

با اطلاعاتي كه متهمان دستگير شده در اختيار پليس قرار دادند، متهم متواري كه او نيز «مسعود» نام داشت، شناسايي و دستگير شد.

سرهنگ سلطاني، معاون مبارزه با سرقت پليس آگاهي تهران بزرگ با اعلام اين خبر از افرادي كه با اين شگرد و در محدوده شمال شهر تهران، پول از حسابشان خارج شده، درخواست كرد تا به پايگاه يكم پليس آگاهي مراجعه كنند.



سرعت بخشیدن به محیط وبلاگ

شنبه شانزدهم آذر 1387

 
در صورتی که شما هم از آن دسته از کاربرانی هستید که سرعت را به زیبایی و تجملات ترجیح میدهید ، با استفاده از این ترفند میتوانید با کاستن زیباییهای ظاهری ویندوز XP ، سرعت کار در محیط ویندوز را تا چندین برابر و به طور محسوسی هنگام باز و بسته کردن پنجره ها و سایر قسمت ها بالا ببرید.

برای این کار:
بر روی آیکون My Computer راست کلیک کرده و Properties را انتخاب نمایید.
در پنجره باز شده به تب Advanced رفته و روی دکمه Setting در قسمت Performance کلیک کنید.
حال در پنجره جدید ، لیستی از افکتها و فرم دهنده های ویندوز را مشاهده میکنید ، عناوینی از قبیل وضوح بخشیدن به پنجره ها هنگام باز و بسته شدن ، افزودن افکت کم کم ناپدید شدن به منوها و پنجره و...
کافی است در هر مورد که آنرا نمی پسندید تیک آن را بردارید. با این کار سرعت کار با ویندوز را مسلما بالا خواهید برد.
در ضمن پیشنهاد میکنیم تیک آخرین گزینه یعنی Use Visual Styles on Windows and Buttons را تغییر ندهید تا شکل کلی ویندوز تغییری نکند.



شنبه شانزدهم آذر 1387

در این ترفند قصد داریم به معرفی یک روش کاربردی بپردازیم که با بهره گیری از آن میتوانید کانکشن خود را طوری تنظیم کنید که به هیچ گاه اشغال نشود ؛ بدین شکل که به هنگام تماس به خط تلفن شما ، میتوانید از اینترنت خارج شوید و پاسخ تلفن را بدهید. البته برای این کار باید خط شما قابلیت پشت خطی را داشته باشد.


بدین منظور:
1- از منوی Start وارد Control Panel شوید.
2- سپس وارد Network Connections شوید.
3- کانکشنی که با آن به اینترنت وصل میشوید را انتخاب کرده و بر روی آن راست کلیک کنید ، سپس Properties را برگزنید.
4- در پنجره باز شده به تب Advanced بروید.
5- از قسمت پایین ، دکمه Settings را برگزنید.
6- در پنجره جدید باز شده دکمه Edit را بزنید.
7- باز هم در پنجره جدید ، در کادر خالی عبارت Call Waiting را وارد نمایید.
8- در پایان تمام پنجره ها را OK کرده و خارج شوید.

اکنون در صورتی که در اینترنت باشید و کسی با شما تماس بگیرد ، با پیام Call wating now active روبرو خواهید شد.

لازم به ذکر است که باید برای بهره گیری از این سرویس ، مودم شما از Voice پشتیبانی کند و اینکه سیستم های مخابراتی برخی از مناطق امکان این کار را ندارند. همان طور که ذکر شد خط شما نیز باید قابلیت پشت خطی داشته باشد.



هک کردن کارت تلفن

شنبه شانزدهم آذر 1387

يك روش جالب براي crack كردن تلفن هاي كارتي كافيست يك كارت تلفن كه مقداري اعتبار دارد فراهم كنيد و قسمتي كه با فلاش مشخص شده است را فلز زرد رنگ آنرا طوري كه به قسمت سياه زير آن لطمه نزند جدا كنيد حتما توجه كنيد كه فقط فلز زرد رنگ جدا شود و قسمت سياه رنگ باشه سپس اگر اين كارت را در تلفن قرار دهيد و تماس تلفني بر قرار كنيد اعتبار از روي كارت كم مي شود ولي بعد از تمام شدن مكالمه با قرار دادن دوباره كارت در تلفن اعتبار اوليه را خواهيد ديد . توجه !!!! اين كارت روي 80 درصد تلفن هاي كارتي كار مي كند كه برق را از خود خط مخابرات مي گيرند و از برق جداگانه استفاده نمي كنند



پنجشنبه هفتم آذر 1387

جلوگیری از نفوذ هکرها از طریق کاربرهای ویندوز

اول وارد شاخه ی ویندوز شوید و بعد وارد شاخه سیستم 32 شوید و به دنبال فایلی به نام lusrmgr بگردید . این فایل را اجرا کنید و بعد یک بار روی پوشه Users در سمت چپ کنید تا تمام کاربرهای ویندوز را ببینید . بعد تمام آنها را به غیر از کاربر خدتون غیر فعال کنید . برای غیر فعال کردن باید روی نام کاربر دو بار کلیک کنید تا پنجره ای باز شود و بعد به دنبال این جمله بگردید Account is disabled و تیک آن را بزنید و ok را بزنید و شما می بینید که روی نام آن کاربر یک ضربدر قرمز زده می شود . حال شما فقط یک کاربر دارید . بعد شما باید یک برنامه برای Password و یا hidden کردن فولدرها نصب کنید بعد به شاخه زیر بروید
C:Do*****ents and Settingsنام کاربر Start MenuPrograms و فولدر استارت آپ را با برنامه مخفی کنید . در این حالت اگر هکر بخواهد فایلی را در استارت آپ شما بزارد نمی تواند





  • مهدی کریمی

    دوست داشتم کسایی که عاشقند پا به اینجا بذارن و با زمزمه های عاشقانه ای که به یادگار می ذارن کمک کنن تا هر روز طعم شیرین عشق رو بیشتر بچشم و یه روز توی آغوش مستانه عشق جا بگیرم.

    -----------------------------


    شب بود... شبی سرد و پر از غم

    سینه مالامال از عشقت...

    سر پر از اندوه و ماتم


    کوچه بی پایان........

    باد و باران جفت یکدیگر همی کولاک می کردند

    برگ های خشک...

    نالان زیر پاها از بهاران یاد می کردند


    اشک هایم خواب را از دیدگانم شسته بود

    کوچه نیز آن شب نمی دانم چرا آشفته بود


    پشت بر دیوار کردم روی را بر آسمان

    گویی آن شب آسمان هم در نبردی بی امان


    یاد کردم چشم هایت را

    چشم های خشمگین و زهر های طعنه هایت را


    نیک رویی.. بی وفایی... خوب بودن را سزایی

    لیک آن شب در دل افسرده من بود بد حال و هوایی


    رسم عشقم را شکستم...

    گفتم از عشقت گسستم

    لیک چون دیوار کوچه پای در پی مانده بودم...

    لاجرم سویی نشستم

    آری...

    شب بود...

    شبی سرد و پر از غم

    سینه مالامال از عشقت.......

    سر پر از اندوه و ماتم


    لیک صبح آمد

    شب ظلمانی کوچه به پایان شد

    کوچه ما پر تلالو...

    زیستن در خانه ها کم کم نمایان شد

    ولیکن...

    من تو را دیدم که بیرون آمدی از در

    ظلم را آغاز کردی طعنه را بگرفتی از سر


    "به حرمت دوستی به نام امین"
    pishro.company@yahoo.com